الشيخ الطوسي ( مترجم : صادق حسنزاده - حسين حسنزاده )
31
الأمالي ( فارسى )
[ 813 - دوست داشتن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله فاطمه را ] [ 892 ] 40 - عايشه گويد : در ميان مردم نديدهام كه در گويش و گفتار كسى از فاطمه به رسول خدا شبيهتر باشد ، وقتى او به نزد پيامبر آمد حضرت به او خوشامد مىگفت و دستانش را مىبوسيد و در جاى خودش مىنشاند و وقتى پيامبر به نزد او مىرفت ، فاطمه صلّى اللّه عليه و إله بر مىخاست و به ايشان خوشامد مىگفت و دستانشان را مىبوسيد . فاطمه در بيمارى پيامبر به نزد ايشان آمد و آن حضرت با او به نجوا سخن گفت و فاطمه گريست . سپس باز نجوا كرد و فاطمه خنديد . نزد خودم گفتم : من گمان مىكردم كه اين زن بر ديگر زنان فضيلتى دارد و اكنون او را مىبينم كه چون زنان ديگر است ، در ميان گريه ناگاه مىخندد . آنگاه در اينباره از خودش پرسيدم . فرمود : حال كه پرسيدى خواهم گفت . چون رسول خدا وفات كرد ، در آن باره پرسيدم و او فرمود : ايشان به من خبر داد كه در اين بيمارى وفات خواهد كرد و پس من گريستم . سپس فرمود : من نخستين كسى از خاندان او هستم كه به او خواهم پيوست و من خنديدم . [ 814 - بيمارى حضرت فاطمه عليها السّلام درحالىكه با آن بيمارى فوت كرد ] [ 893 ] 41 - سلمى زن ابو رافع گفته است : فاطمه عليها السّلام بيمار شد و چون روز وفاتش رسيد فرمود : برايم آبى بياوريد . من آب ريختم و به بهترين صورت غسل كرد و سپس فرمود : جامههاى نويم را بده . سپس به اتاقى كه در آن بود ، آمد و فرمود : بسترم را در اين اتاق بيندازيد .